تبلیغات
بی تو

زیبا

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

       بسم الله الرحمن الر حیم 
 
ابتدا به وبلاگ من خوش امدید ....
و  نوشتن توی این وبلاگ از سال 90 شروع کردم 
و بیشترین نوشته هام مطالب در مورد اتفاقات روز مره و.. هستش 
همیشه موفق و پیروز باشید .


                  تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net               


[ 1393/01/5 ] [ ساعت 23 و 54 دقیقه و 54 ثانیه ] [ sajad zade ]

دفتر خاطرات

بایاد خدا

یه دفتر داشتم‌خاطراتمو توش‌نوشته بودم خانمم دید همرو خونده بود ناراحت نبودم که خونده بود چون واقعیت بود چیزی واسه پنهون کردن ندارم الان دفترچمو پیدا کردم یه چیزایی نوشته بودم که خوندنش درد و حس اون لحظه رو واسم تداعی میکنه ... خدایا خیلی بدم اما هنوز بنده تم توهم خدامی پس کمکم کن و مهم تر از دیگران دیگرانم کمک کن‌و شعوری و فهم‌و عقل ادا کن ... شکرت



[ 1395/09/9 ] [ ساعت 20 و 30 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

سرباز

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره



[ 1395/09/3 ] [ ساعت 20 و 10 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

سرباز

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره



[ 1395/09/3 ] [ ساعت 20 و 04 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

سرباز

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره



[ 1395/09/3 ] [ ساعت 20 و 04 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

مرد باش

بقول پدرم مرد باید طاقت همه چی رو داشته باشه ... طاقت نبود طاقت رفت طاقت مردن طاقت همه چی باید بتونه طاقت داشته باشه و نشون نده ... مرد باش



[ 1395/07/29 ] [ ساعت 00 و 40 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

پرم

بایاد خدا

خدایا چی بگم فقط شکرت امروز فهمیدم هیچی به نفع من نیس بابت یک سال زجر 250 میلیون حداقل بدم ... شایدم دو برابر .... همه ایناها بدرک چقدر کم شانسم من دل کی رو شکوندم نمیدونم حق کی رو خوردم نمیدونم دقیقا نکردم که سرم نیاد بد تر شد ... دلم پره اهنگ گوش دادم داشتم تعریف میکردم چشم پر شد از اشک دلم میخواد گریه کنم اما مردم ...گریه نداره مردی باید بسوزی و کم بشی ... خدایا چی بگم هرچی صلاحه خدایا شکرت ... خدایا فقط نزار اشک کسی به نامردی بریزه ...



[ 1395/07/28 ] [ ساعت 22 و 35 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

حالم خوب نیس

بایاد خدا


از چی بگم توی شرایط بدیم یعنی زیادی بودم اما این فرق داره شاید شرایط خوبی باشه ... نزدیک به یک ساله یک سال چی بگم ... دلم پره ها اما چی بگم ... میدونم باشه نمیتونم نباشه هم ... بگم بدشانسم بگم عجله کردم چی بگم که همه مقصر ها خودمم مقصر انتخاب کردنم ...یک سال پیر شدم بزرگ نشدم ..غم عشق خیلی بهتر بود از غم ابرو غم ناراحتی غم پشیمونی غم ناراحتی خانوادت مادرم و پدرم جلوم دارن حرص میخورن بخاطر من بخاطر منی که اشتباه کردم ....خواستم ثواب کنم کباب کردم خواستم مرد باشم چوبشو خوردم ... لعنت بر کسی که ذاتش خرابه من جوانیمو دادم ابرومو میخوام بدم همه چیمو میخوام بدم ... دیگه از دلم رفتی دیگه نمیتونم .. جوانیمو گرفتی 21 سالمه الان تولدم بودم یک هفته پیش با رفیقام بودم توی قهوه خونه .... گفتم نرو ... به همه گفتم مقصر نیستی نگفتم که مقصر تویی شاید بیشتر از همه خانوادت باشن اما تو اونارو انتخاب کردی پارسال بدشونو گفتی امسال با اونایی من واست کم نزاشتم پول لباس محبت خرج بیرون مسافرت همه چی ... نمیدونم چکار کنم یک سال زجر کشیدم یه سال دلم خیلی پره خدا ...25 روز شد ندیدمت ... دیگه نمیخوامت



[ 1395/07/24 ] [ ساعت 21 و 09 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

اروم

بایاد خدا

امروز صبح حرکت کردم اومدم مشهد تازه از حرم اومدم رفتم با امام رضا صحبت کردم ... نمیدونم چی میخواد بشه بقیشو سپردم به خودش ... ولی اروم شدم ...



[ 1395/07/6 ] [ ساعت 22 و 05 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

مشهد

امروز صبح از خواب بیدار شدم ب مامانم گفتم میخوام برم مشهد ... بعد از کارهای اداری رفتم پیش فرشاد 2 ساعتی راهه بعد از صبحت درد وگفت سجاد بریم مشهد گفتم من امروز بفکرش بودم گفت بریم ... امروز اومدم صحبت کردم با بابام گفت نه و... ولی زیاد نگران نیست ... میرم اگه خدا بخواد امام رضا بطلبه ... میخوام اپدیت بشم حالم بهتر بشه به بابا گفتم با خنده و.. گفتم یعنی نمیخوام بفهمن چقدر ناراحتم ... امروز اروم شدم ... صبح حالم خراب بود ... خدایا شکرت کمکم کن



[ 1395/07/4 ] [ ساعت 19 و 53 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

خستم

نمیدونم دل شوره ولی دراه جوش میزنه دلم اروم نداره میخوام بشینم یه گوشه ... نگران نیستم احتمالا ناراحتم از این زندگی سنم کم بود هنوزم بزرگ نشدم نمیدونم ... دلم پره و بیحالم ...میخوام برم پیش فرشاد بعد 1 سال باهم قهر بودیم رفیق هست ادم هست دوروبرم اما یکی نیس بشینم پیش از درد دلم بگم فرشاد همونی بود که گفت نکن سجاد پشیمون میشی من گفتم نه و... چرا گریه واسه مرد بده اخه چرا من میخوام بزنم زیر گریه شاید اروم بشم اما نه ادمها فقط ضعفتو میبینن وقتی پیششون درددل کنی یه چک سفید امضا بهشون دادی ... هی چشام پر میشه اما نگهش میدارم .... خسته ام خدااا



[ 1395/07/4 ] [ ساعت 09 و 08 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

غرامت

بایاد خدا


پیر میشی وزنت میره بالا دنبال یه دلخوشیی فقط میخوای یه جا باشه یادت بره ... موهات کم پشت میشه صورتت چروک میشه حس یه کاری نداری فقط انجام میدی ... پیر میشی زندگی نمیکنی ...بعضی ادمها یه کاریت میکنن که حالت بهم بخوره از زندگیت میان تو زندگیت خرابش میکنن با حماقتشون تو هم مقصری با عجول بودن فکر کردی همه خوبن بعضی ها با نفهمی شون حالتو خراب میکنن اعصابتو بهم میریزن اینقد اعصابت خورد میشه نمیدونی چکار کنی ...

بعضی اشتباها غرامت سنگینی داره ... ولی میدونی تت سعیتو کردی ... خدایا شکرت



[ 1395/07/4 ] [ ساعت 07 و 12 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

خود کرده

بایاد خدا


الان حال خوشی نیس حال جنگیدن است جنگ با خودت ...که نبازی از خودت از دلت ..نشکنی.. باید تحمل کنم عقلم میگه انجام بده تحمل کن وگرنه باید تا اخر زجر بکشی اما دلم یه خورده اذیت میکنه ... خوشحالم که مقصر نیستم ... همه فهمیدن الان مقصر نیستم ... بعضی اوقات باید دل بکنی یا همیشع زجر بکشی خودت تنها نه همگی باید نشون بدم که ناراحت نیستم خوشحالم ..تو فکر نیستم ...میخنده ام ..اما سخته درسته مقصر من نیستم اما بازم سخته یک اشتباه یه دل سوزی یه ... چه بلای اورده سرم باید تحمل کنم .... خود کرده را تدبیر نیس ...بدترین قسمتش اینه که دلم داره میجوشه میخوام خالیش کنم بگم و بگم اما به کی.... دوستدارم یه رفیق داشته باشم بگم بهش این مسالاو اما به کی هستن اما نمیشه گفت ... دلم میخواد خالی بشه ...خودت کمک کن که حالم خوش نیس



[ 1395/07/3 ] [ ساعت 17 و 44 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

این

بایاد خدا 

چند وقتی بود که خیلی خوب بود ... ولی فقط با خودم میگفتم بهش دل نبند ... اخرش امروز تموم شد ... دیگه نفس های اخره ... دیگه از بس جنگیدم خسته که هیچ دیگه حالی نمونده دیگه عقلم میگه بسه تمومش کن .... هر چیزی توانی داره این تاوانش خیلی سنگینه که تا اخر عمر باهامه ... شاید این دیگه انجام نشه اما اگه دوباره شروع بشه مطمنم دوباره داستان امروز تکرار میشه ... اگر باشه اجباره پیر شدنه و.. و اگه تموم بشه تاوانه اشتباهه اما راحتی و ... خدا من تصمیمو گرفتم بقیش با خودت 


[ 1395/06/30 ] [ ساعت 18 و 54 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

خوب

بایاد خدا


الان حس خوبی دارم حس خوب بودن حس میکنم حالم خوبه فقط واسه لحظه که یه کار خوب انجام دادم معمولا اینطوریم وقتی کار خوبی یا حرف خوبی میزنم حس خوبی دارم ... قبلنا خیلی بیشتر سعی میکردم خوب باشم اما بیشتر شدن سن و دیدن کسب و کار و کلک بازی ها دیگه کمتر خوبی میکنم ... ارامش در خوبیه حسیه که میگذره هی سرد تر میشی هر لحظه اما خوبه کاشکی میشد خوب باشیم ... خدایا شکرت



[ 1395/06/27 ] [ ساعت 21 و 50 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

بد اخلاق

بایاد خدا

خیلی بد خلقم بد اخلاق بی حوصلم یعنی معروف شدم به ایراد گرفتن و بد اخلاق و بی حوصله بودن نمیدونم چکار کنم یعنی حوصله هیچ چیزو ندارم خیلی بد اخلاقم خانمم میگه خانواده هم میگن خب چکار کنم حوصله هیچ چیزو ندارم سریع از یه چیز خسته میشم .... فقط ایراد میگیرم مخصوصا غذا سریع هم ناراحت میشم دیگه شورشو در اوردم با مشتری هم حوصله صحبت ندارم ....خودمم بیشتر از همه ناراحتم میخوام از الان کمتر حرف بزنم اگه ناراحتم شدم چیزی نگم ببینم چی میشه

[ 1395/06/6 ] [ ساعت 20 و 16 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

اشتباه

بایاد خدا

بعضی موقعه ها یه اشتباهی میکنی یه انتخابی میکنی یه عمر باید سختیشو بکشی یا عمر عذاب بکشی یه عمر تو خودت بریزی زجر بکشی دوروبرت زجر بکش سختی بکشن و.... سخته واسه اشتباه تو همه زجر بکشن ناراحت باشن واسه بچگیت واسه نفهمیت واسه همه چیزت خودت خودتو بخوری ... سخته ....شاید یه کار دیگه بکنم یعنی مجبورم که بکنم نمیدونم چی بگم ....



[ 1395/06/2 ] [ ساعت 20 و 15 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

درجا

بایاد خدا


امید رفت سربازی تبریز 15 روز بیشتر نبست 10 ماه خدمت میکنه منم منتظر کارهای بیمه هستم منم پست کردم واسه برج 10 ولی تعجیل میزنم برم برج 8 دوسال باید خدمت کنم بدون هیچ دلیلی دوسال درجا باید بزنم دوسال باید عقب بیفتم دوسال !واسه هیچی باید برم سربازی ن واسه گواهینامه ن واسه پروانه کسب نه واسه هیچی همه چی رو دارم اما باید برم دو سال خدمت کنم واسه هیچو و پوچ بعد دوسال ک درجا زدی باید زحمتت ده برابر بشه سختیت بیشتر بشه باید..... کاشکی فقط ی سربازی بود بعد سربازی میرسیم واسه عروسی ک مطمنن هزار تا دیگه مشکل پیش میاد بعدش میریم واسه کار حالا شروع کن کار کردن خداروشکر حاجی هستش خونه دارم ماشین دارم کار دارم زمین دارم وگرنه هیچی دیگه باید میرفتم گدایی بعدعروسی شروع میشه دقدقه پول جمع کن کار کن خرج کن و... بعد و بعد میرسه تو حق نداری حرفی بزنی چیزی بخوای حقی نداری بگی خسته ای هیچ حقی ندارم ب جرم مرد بودن به جرم حرف زدن ب جرم تصمیم به جرم ...

بگذریم دیگه از ما گذشته که بنالیم .. زندگی پر از مشکله ...

ولی باید بسازی مجبوری ک بسازی ... خدایا شکرت



[ 1395/06/1 ] [ ساعت 18 و 21 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

خسته

تازه از مسافرت اومدم اما خسته ام و ناراحت خسته ام از همه چی حال ندارم خدایا خودت بخیر کن



[ 1395/05/30 ] [ ساعت 10 و 45 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

انتظار بی فایدست

بایاد خدا


زندگی یعنی سازش یعنی از بچکی بهمون یاد بدن توی مهد کودک با خمیر ها خونه و...بسازیم (ک منم متسفانه میخوردمشون ) یعنی بسازیم با نبود ها با نداشتن ها یعنی ی راهی پیدا کن یعنی...


از هیچکسی هیچی بعید نیست !

هیچکس همیشه باهات نیست!

دل نبند که تهش تلخیه ...!

از همه بدترین چیزهارو انتظار داشته باش !


ادمها موقع شادی ها باهاتن موقع ناراحتی ها شرمندتن !


مردم اینقد غم و غصه دارن که یه لحظم به غم و غصه تو فکر نمیکنن



اونی که میخوادت یا مادرته یا مادرته



[ 1395/05/20 ] [ ساعت 14 و 33 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

پیر دل

بعضی ها توی 14 سالگی مرد میشن بعضی ها 30سالگی یا بیشتر اما کی پیر میشه  کی شکسته میشه  اونی که قلبشو بزاره کنار اونی که بی خیال قلبش بشه قلبش پیر بشه دیگه فرقی نداره چند سالته پیر میشی شکسته میشی صورتت میشکنه موهات سفید میشه خسته تر میشی میخندی اما از ته دل نه میترسی که حرف دلتو بزنی به کی بگم به کی بگم ازم سو استفاده نکنه ... وقتی به کسی اعتماد نداشته باشی بنظرم موفق تری اما از اون ورش شکسته تر میشی ... خدا کنه هیچ کسی دلش پیر نشه دلش پیر بشه کارش تمومه ... یه سال یه سال نمیری بالا حداقلش 3 سال 3 سال میری بالا یکی دیگه نمیگه 21 سالته میگن حداقل 28 وقتی میری اداره جایی به تاریخ تولدت نگاه میکنن به خودت نگاه میکنند بدون امکان به قیافت نمیخوره ره میگن ...یه لبخند میزنی میری تو فکر با چند نفر رفیق باشی اونی که سنش از همه بیشتره بهت از همه بیشتر احترام میزاره میگه تو بزرگتری تو .... وقتی میفهمه از همه کوچیکتری میگه چقدر پیر شده ها ... تعجب میکنه میگه دروغ میگی شناسامه تو نشون بده نمیدونه پیری اول از داخله نه از بیرون نفهمن تو بزرگتری یا برادرت ... خدایا کمکم کن دلم گرفت میدونم خیلی وقته نگفتم خیلی وقته ارادت نداشتم خیلی وقته بدم اما تو که خوبی هوامو داشته باش  از نظر مالی و اقتصادی و.... کسای هستن که پشتم باشن اما از نظر دل خودمم و خودم پس تو بیا کمکن کن ..... 

[ 1395/05/18 ] [ ساعت 20 و 18 دقیقه و 17 ثانیه ] [ sajad zade ]

فرق بین عشق و دوست داشتن

دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است. 
دو انسانی که جز آن خمیره‌ی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را می‌سازد، 
هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمی‌پیوندد. 
پیوندی که نه طبیعت، نه خلقت، بلکه تنهایی میان دو تنهای خویشاوند، بسته است. 

دوست داشتن از عشق برتر است. 
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛ 
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال. 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سرزند بی‌ارزش است 
و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد. 

عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد؛ 
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه‌ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست. 

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار رابطه دارد؛ 
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. 
عشق بینایی را می‌گیرد و دوست داشتن می‌دهد. 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی‌انتها و مطلق. 
عشق همواره با شک‌آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. 

از عشق هرچه بیشتر می‌نوشیم، سیراب تر می‌شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر. 
عشق هرچه دیرتر می‌پاید  کهنه تر می‌شود و دوست داشتن نوتر. 

دکتر علی شریعتی



[ 1395/05/18 ] [ ساعت 20 و 16 دقیقه و 11 ثانیه ] [ sajad zade ]

کانال من

https://telegram.me/joinchat/BfDGYjudt01P_BPSb9uEj...



اینو کپی کنید توی مرورگر بعد میرید توی سایت تلکرام joine group با کادر سبز هستش اونو میزندی میاید توی کانال ☺



[ 1395/05/9 ] [ ساعت 13 و 50 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

حس قدیمی

بایاد خدا 

روزها میگذرن اما چطوری رو نمیدونم ... سردرگم باز حس خستگی باز حس... بگذریم حالم خوش نیس .... دعا کنید ....یا علی 


[ 1395/04/15 ] [ ساعت 23 و 37 دقیقه و 06 ثانیه ] [ sajad zade ]

دنیای بی علی

تمام شد... جبرئیل ندا داد: اکنون شما و وحشت دنیای بی علی ....



[ 1395/04/7 ] [ ساعت 22 و 01 دقیقه و 00 ثانیه ] [ sajad zade ]

زندگی

بایاد خداوند متعال 


درگیر زندگی درگیر اینده میخوام بعد دانشگاه یه دو سه ماه دیگه واسه برج شش دفترچه پست کنم اگه خدا بخواد عروسی رو قبل ازدواج بندازم زندگی متاهلی خوبه اما های داره باید صبرت و تحمل و اخلاقیاتت تغییر بدی فکرت زندگی خوشحالیت خوشحالی شریکت باشه یکی رو دارم که عالیه زندگی منه ...


[ 1395/02/13 ] [ ساعت 22 و 40 دقیقه و 35 ثانیه ] [ sajad zade ]

سال 94

بایاد خدا 

خیلی وقته ننوشتم چون نه وقتو و نه علاقه هستش واسه تایپ کردن و.... دنیا در مجردی شاید فانتزی باشه و علاقه داشته باشی به این چیزا اما متاهلی خیلی تغییر میکنه رویا ها و همه چیزهای که شاید مهم باشه از بین بره و تمرکزت فقط میشه زندگیت یعنی همسرت و و چیزهای که براورده کنی خوشبختانه خانمم زیاد اهل این چیزها نیست اما بازم زندگی خیلی فرق داره با قبل باید اخلاقیاتت بزرگیت فکرت و... رو بیشتر و بهتر بکنی باید بسازی دیگه زمان تعویض گذشته فقط باید تعمیر کنی اول سال اصلا به ازدواج فکر نمیکردم اما وسطاش به فکرش افتادم و الانم که متاهلم در جوانی... خوبه ولی هایم داره فقط خودت نیستی الان چند نفری ... خدایا شکرت خدایا همیشه پناهم باش .... اینجا بهترین جایی بود که سراغ داشتم .... 



[ 1394/12/21 ] [ ساعت 20 و 59 دقیقه و 33 ثانیه ] [ sajad zade ]

خاطره

بایاد خدا 


روزهای متاهلی با کلی فرق با کلی حکایت و داستان های جدید حتی وقت باشگاه رفتنم هم ندارم ... خدایا شکرت ... وبلاگم دفتر خاطراتم سنگ صبورم  بودی الان همه این فانتزی بازی ها فقط شده خاطره هیچی ازش نمونده ... فقط به فکر اینده باید باشی ..الان من نیستم الان دو نفریم دو تا خانواده دارم خودم و خانمم همه چیزم نفر اول زندگیم فقط ناراحتی اون مهمترین ناراحتی برام هرچند پدر و مادر ک داستانش سواست ... دیگه بیرون رفتن های الکی خرج کردن های الکی پرید ... خدایا شکرت شکرت شکر 


[ 1394/10/16 ] [ ساعت 13 و 24 دقیقه و 46 ثانیه ] [ sajad zade ]

روز های جدید

بایاد خدا 
روزهای جدید میگذره با خوشی ها و سختی ها .... از وقت نداشتن برای تمرین کردن از منظم تر شدن زندگی از تغییر اخلاقیات و وقف با زندگی جدید همه چی تا حالا ک خوب بوده خداروشکر روزهای خوبیه ... خداروشکر ...


[ 1394/10/2 ] [ ساعت 01 و 12 دقیقه و 47 ثانیه ] [ sajad zade ]

عقد

بایاد خدا 

خوشحالم روزهای جدیدو بیاد ماندنی رو دارم سپری میکنم چند هفته ای از عقد رسمیم میگذره خوشحالم روزهای خوبیه ...خدایا شکر 


[ 1394/09/8 ] [ ساعت 22 و 18 دقیقه و 03 ثانیه ] [ sajad zade ]

محرم و محرمیت

خب دیشب به صورت کاملا اتفاقی و عجله ای منو خانمم عقد کردیم عقد محرمیت ... خیلی خوب بود خیلی هم شیرین ...

[ 1394/08/16 ] [ ساعت 22 و 01 دقیقه و 14 ثانیه ] [ sajad zade ]