تبلیغات
بی تو
1393/01/5

زیبا

   نوشته شده توسط: sajad zade    

 

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

       بسم الله الرحمن الر حیم 
 
ابتدا به وبلاگ من خوش امدید ....
و  نوشتن توی این وبلاگ از سال 90 شروع کردم 
و بیشترین نوشته هام مطالب در مورد اتفاقات روز مره و.. هستش 
همیشه موفق و پیروز باشید .


                  تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net               


1396/08/8

دوشنبه

   نوشته شده توسط: sajad zade    

سلام تقریبا یک‌ سال از خدمتم گذشته یسالی که خیلی چیزها یاد گرفتم خیلی اتفاقها افتاد اما خدارشکر خیلی بد نبود در مورد خدمتم منظورمه .. حالمم تقریبا خوبه مشکلات که همیشه هست یه دوروزه شروع کردن به دوباره نماز خوندن .. میخوام‌باشگاه هم اگه بشه خستگی و تنبلی برم ..همین دیگه حرفی ندارم ...شکرت


1396/05/15

خدایا

   نوشته شده توسط: sajad zade    

خدایا ؛تورا چه کسی در اغوش میگیرد که اینگونه ارامی...!!؟؟


1396/05/4

دندان عقل

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

امروز رفتم‌دو تا دندون عقلمو کشیدم بعد چند وقت اون دست کردن امروز صدرصد شد ... حقیقتا تاحالا نکشیده بودم دندونام سالمه اما دندون عقلو باید کشید ... درد داشت اما ارزششو داره ‌..از صبح چیزی نخوردم ...چقدر خوبه خانوادت بفکرت باشن زن داداش رفت کارهای اولیه سوپ پختن رو انجام داد و بابام!!!! گفت خودم درست میکنم ..امشب کلی خوبو و باحال بودم ...زندگی یعنی ارامش یعنی پشتت گرمه یعنی ممنون ک دارمتون


1396/05/3

تغییرات

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

یه ۱۰‌روز دیگه میشه ۱۰ ماه خدمت یک سال دیگه مونده بدون هیچ کسری و... فعلا که داریم‌ میسازیم و خودمنو وقت میدیم ... زندگی متاهلی پر از فراز و نشیبه الان توی نشیبشم کی از دور خارج بشم الله و علم .... خارج از ناله کردن سر خدمت چیزهای خوبی هم داره درسته رسته مضخرفیم ولی خیلی چیزها یاد گرفتم ... شاید توی ستاد بیشترین کسی که کار مثبت انجام‌میده منم ....این تغییراتی نوشتم واسه اینه میفهمم چه دوره های اخلاقی و... داشتم ...توی زندگیم تو سجادی ها! پر از بدی ها واسه خدا و دیگران اما خودمونیم خوش قلبم هستم


1396/02/8

سربازم

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد تو که همیشه هستی


الان سر پستم گوشیمو بگیرن احتمالا یک ماه اضاف میخورم و بازداشتگاه و... ولی عیبی نداره ۶ ماه از خدمتم داره میگذره ... کاشکی فقط صب تا شب مسولیت و بحث و منت کشیدن بود ... توی نیروی انتظامیم توی مضخرف ترین بخشش بدرقه متهم جابجایی متهم ها از قتلی تا مواد و.. قسمت اینه ک اینجا باشم .... توی زندگیمم چی‌بگم زندگی!!خسته ام از بد شانسی ها خدایا نمیدونم داستان چیه مقصر منم!یا تو خیلی داری امتحان میکنی؟! نمیدونم هرکاری میکنی هوامو داشته باشم..‌. فعلا


1395/11/17

قدرت

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد بهترین خالق


بازم همون حرفهای همیشگی بازم غصه بازم خنده های ظاهری .... نمیدونم چرا اینقد بد شانسم !نمیدونم واقعا چرا !خدایا ی سوال من اخلاقم بده خب کمکم کن بفهمون منو ن اینکه بد تر یشه .... اسم کسی توی شناساممه که هیچ جیزی در مورد زن بودن فهمیده بودن گذشت نداره فقط خودش و خودش کسی ک نمیخواد تلاش کنه واسه تغییر واسه عوض شدن .... خدایا قدرت بهم بده درسته سخته درسته خودش میخواد درسته هزینه و ابرو ... میره اما تو مهمی کمکم کن‌شکرت ...


1395/11/5

محلق

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

روم‌ نمیشه خدا باهات حرف بزنم ببخشید از مر رویمه؛ توی قسمتیم که میدونم بودنش اشتباهه تصمیم گرفتم اما از دست دادنش تابان و سختی و ابرو و هزینه زیادی داره اما میدونم در اینده بودن باهاش خیلی عذابش زیاده ... یه چی بگم هیچکس نیس دورو برم اما هم میترسم هم اینکه دلم پیششه ... اما میدونم اخر و عاقبتی باهاش ندارم زنه زندگی نیس ... پر از استرسه برام پر از اعاصاب خوردی پر از نفهمی و... نمیدونم ...الان دوران خوبیه اما نمیدونم خدایا خودت کمک کن


1395/11/4

خدایا هوای مارو داشته باشه

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایادخدا

میان هجوم سختی ها دلتنگی ها ناراحتی ها بد شانسی ها و... بی پناه و بی سنگر تک و تنهام فقط یک دل دارم که کارش شده تحمل کردن یه زبون دارم که شده نگفتن ... خدایا چه میکنی با من ؟؟؟ ایناهم امتحان بندگیته؟ یا امتحانی در کار نیست سرنوشته منه !!قراره تا اخر همین باشه ...!!!خدا سخته برام گفتم این مرحله رو رد کنم‌بعدی دیگه حله اما بخدا بد تر شد !!! نمیدونم‌!!! میدونم بعضی چیزهاشو اما میترسم بدتر از این بشه !!خدا دارم ۱ سال زجر میکشم خدایا کمکم‌کن ...


1395/11/1

دلم تنگ شده

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

دوماهو خوردهی از خدمتم گذشت دو ماه اموزشی سخت خیلی سخت از نظر روحی جسمی و... یک هفته یگان بودم هم بد بود هم خوب فردا باید برم خودمو معرفی کنم که از فردا شروع بشه ... تنها بودم غروب جمعه هم بود گفتم یادی از یار قدیممم بکنم ..... دلم تنگ شده واسه عاشق شدن یک نفر...پنهانی دوسش داشته باشی بهش پیام بدی و... دلم واسه عاشق شدن تنگ شده .... خدایا شکرت ...میدونم مقصر منم ... حق با توعه ...


1395/09/9

دفتر خاطرات

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

یه دفتر داشتم‌خاطراتمو توش‌نوشته بودم خانمم دید همرو خونده بود ناراحت نبودم که خونده بود چون واقعیت بود چیزی واسه پنهون کردن ندارم الان دفترچمو پیدا کردم یه چیزایی نوشته بودم که خوندنش درد و حس اون لحظه رو واسم تداعی میکنه ... خدایا خیلی بدم اما هنوز بنده تم توهم خدامی پس کمکم کن و مهم تر از دیگران دیگرانم کمک کن‌و شعوری و فهم‌و عقل ادا کن ... شکرت


1395/09/3

سرباز

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره


1395/09/3

سرباز

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره


1395/09/3

سرباز

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

۱۵ روز خدمتم گذشته خداروشکر جای خوبیم یعنی واسه خیلی ها سخته اما من کنار اومدم با تنهاییی دارم خوش میگذرونم چند تا مسولیت دارم درسته خیلی سخته و مشغولم اما خوبه ‌.... نیروی انتظامی افتادم میدونم توی پادگان برم دهنم سرویسه اما اینجا خوبه دوساله سخته دور از خانواده ام غذای خیلی مضخرف بدون استراحت اما من اومدم بسازم .... از من بد تر خیلی خیلی زیادن ک باعث امیدواریمه ...سرمای اراک خیلی سخته خیلی کولاک شدید انشالله ک بخیر بگذره


1395/07/29

مرد باش

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بقول پدرم مرد باید طاقت همه چی رو داشته باشه ... طاقت نبود طاقت رفت طاقت مردن طاقت همه چی باید بتونه طاقت داشته باشه و نشون نده ... مرد باش


1395/07/28

پرم

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

خدایا چی بگم فقط شکرت امروز فهمیدم هیچی به نفع من نیس بابت یک سال زجر 250 میلیون حداقل بدم ... شایدم دو برابر .... همه ایناها بدرک چقدر کم شانسم من دل کی رو شکوندم نمیدونم حق کی رو خوردم نمیدونم دقیقا نکردم که سرم نیاد بد تر شد ... دلم پره اهنگ گوش دادم داشتم تعریف میکردم چشم پر شد از اشک دلم میخواد گریه کنم اما مردم ...گریه نداره مردی باید بسوزی و کم بشی ... خدایا چی بگم هرچی صلاحه خدایا شکرت ... خدایا فقط نزار اشک کسی به نامردی بریزه ...


1395/07/24

حالم خوب نیس

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


از چی بگم توی شرایط بدیم یعنی زیادی بودم اما این فرق داره شاید شرایط خوبی باشه ... نزدیک به یک ساله یک سال چی بگم ... دلم پره ها اما چی بگم ... میدونم باشه نمیتونم نباشه هم ... بگم بدشانسم بگم عجله کردم چی بگم که همه مقصر ها خودمم مقصر انتخاب کردنم ...یک سال پیر شدم بزرگ نشدم ..غم عشق خیلی بهتر بود از غم ابرو غم ناراحتی غم پشیمونی غم ناراحتی خانوادت مادرم و پدرم جلوم دارن حرص میخورن بخاطر من بخاطر منی که اشتباه کردم ....خواستم ثواب کنم کباب کردم خواستم مرد باشم چوبشو خوردم ... لعنت بر کسی که ذاتش خرابه من جوانیمو دادم ابرومو میخوام بدم همه چیمو میخوام بدم ... دیگه از دلم رفتی دیگه نمیتونم .. جوانیمو گرفتی 21 سالمه الان تولدم بودم یک هفته پیش با رفیقام بودم توی قهوه خونه .... گفتم نرو ... به همه گفتم مقصر نیستی نگفتم که مقصر تویی شاید بیشتر از همه خانوادت باشن اما تو اونارو انتخاب کردی پارسال بدشونو گفتی امسال با اونایی من واست کم نزاشتم پول لباس محبت خرج بیرون مسافرت همه چی ... نمیدونم چکار کنم یک سال زجر کشیدم یه سال دلم خیلی پره خدا ...25 روز شد ندیدمت ... دیگه نمیخوامت


1395/07/6

اروم

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

امروز صبح حرکت کردم اومدم مشهد تازه از حرم اومدم رفتم با امام رضا صحبت کردم ... نمیدونم چی میخواد بشه بقیشو سپردم به خودش ... ولی اروم شدم ...


1395/07/4

مشهد

   نوشته شده توسط: sajad zade    

امروز صبح از خواب بیدار شدم ب مامانم گفتم میخوام برم مشهد ... بعد از کارهای اداری رفتم پیش فرشاد 2 ساعتی راهه بعد از صبحت درد وگفت سجاد بریم مشهد گفتم من امروز بفکرش بودم گفت بریم ... امروز اومدم صحبت کردم با بابام گفت نه و... ولی زیاد نگران نیست ... میرم اگه خدا بخواد امام رضا بطلبه ... میخوام اپدیت بشم حالم بهتر بشه به بابا گفتم با خنده و.. گفتم یعنی نمیخوام بفهمن چقدر ناراحتم ... امروز اروم شدم ... صبح حالم خراب بود ... خدایا شکرت کمکم کن


1395/07/4

خستم

   نوشته شده توسط: sajad zade    

نمیدونم دل شوره ولی دراه جوش میزنه دلم اروم نداره میخوام بشینم یه گوشه ... نگران نیستم احتمالا ناراحتم از این زندگی سنم کم بود هنوزم بزرگ نشدم نمیدونم ... دلم پره و بیحالم ...میخوام برم پیش فرشاد بعد 1 سال باهم قهر بودیم رفیق هست ادم هست دوروبرم اما یکی نیس بشینم پیش از درد دلم بگم فرشاد همونی بود که گفت نکن سجاد پشیمون میشی من گفتم نه و... چرا گریه واسه مرد بده اخه چرا من میخوام بزنم زیر گریه شاید اروم بشم اما نه ادمها فقط ضعفتو میبینن وقتی پیششون درددل کنی یه چک سفید امضا بهشون دادی ... هی چشام پر میشه اما نگهش میدارم .... خسته ام خدااا


1395/07/4

غرامت

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


پیر میشی وزنت میره بالا دنبال یه دلخوشیی فقط میخوای یه جا باشه یادت بره ... موهات کم پشت میشه صورتت چروک میشه حس یه کاری نداری فقط انجام میدی ... پیر میشی زندگی نمیکنی ...بعضی ادمها یه کاریت میکنن که حالت بهم بخوره از زندگیت میان تو زندگیت خرابش میکنن با حماقتشون تو هم مقصری با عجول بودن فکر کردی همه خوبن بعضی ها با نفهمی شون حالتو خراب میکنن اعصابتو بهم میریزن اینقد اعصابت خورد میشه نمیدونی چکار کنی ...

بعضی اشتباها غرامت سنگینی داره ... ولی میدونی تت سعیتو کردی ... خدایا شکرت


1395/07/3

خود کرده

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


الان حال خوشی نیس حال جنگیدن است جنگ با خودت ...که نبازی از خودت از دلت ..نشکنی.. باید تحمل کنم عقلم میگه انجام بده تحمل کن وگرنه باید تا اخر زجر بکشی اما دلم یه خورده اذیت میکنه ... خوشحالم که مقصر نیستم ... همه فهمیدن الان مقصر نیستم ... بعضی اوقات باید دل بکنی یا همیشع زجر بکشی خودت تنها نه همگی باید نشون بدم که ناراحت نیستم خوشحالم ..تو فکر نیستم ...میخنده ام ..اما سخته درسته مقصر من نیستم اما بازم سخته یک اشتباه یه دل سوزی یه ... چه بلای اورده سرم باید تحمل کنم .... خود کرده را تدبیر نیس ...بدترین قسمتش اینه که دلم داره میجوشه میخوام خالیش کنم بگم و بگم اما به کی.... دوستدارم یه رفیق داشته باشم بگم بهش این مسالاو اما به کی هستن اما نمیشه گفت ... دلم میخواد خالی بشه ...خودت کمک کن که حالم خوش نیس


1395/06/30

این

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا 

چند وقتی بود که خیلی خوب بود ... ولی فقط با خودم میگفتم بهش دل نبند ... اخرش امروز تموم شد ... دیگه نفس های اخره ... دیگه از بس جنگیدم خسته که هیچ دیگه حالی نمونده دیگه عقلم میگه بسه تمومش کن .... هر چیزی توانی داره این تاوانش خیلی سنگینه که تا اخر عمر باهامه ... شاید این دیگه انجام نشه اما اگه دوباره شروع بشه مطمنم دوباره داستان امروز تکرار میشه ... اگر باشه اجباره پیر شدنه و.. و اگه تموم بشه تاوانه اشتباهه اما راحتی و ... خدا من تصمیمو گرفتم بقیش با خودت 


1395/06/27

خوب

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


الان حس خوبی دارم حس خوب بودن حس میکنم حالم خوبه فقط واسه لحظه که یه کار خوب انجام دادم معمولا اینطوریم وقتی کار خوبی یا حرف خوبی میزنم حس خوبی دارم ... قبلنا خیلی بیشتر سعی میکردم خوب باشم اما بیشتر شدن سن و دیدن کسب و کار و کلک بازی ها دیگه کمتر خوبی میکنم ... ارامش در خوبیه حسیه که میگذره هی سرد تر میشی هر لحظه اما خوبه کاشکی میشد خوب باشیم ... خدایا شکرت


1395/06/6

بد اخلاق

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

خیلی بد خلقم بد اخلاق بی حوصلم یعنی معروف شدم به ایراد گرفتن و بد اخلاق و بی حوصله بودن نمیدونم چکار کنم یعنی حوصله هیچ چیزو ندارم خیلی بد اخلاقم خانمم میگه خانواده هم میگن خب چکار کنم حوصله هیچ چیزو ندارم سریع از یه چیز خسته میشم .... فقط ایراد میگیرم مخصوصا غذا سریع هم ناراحت میشم دیگه شورشو در اوردم با مشتری هم حوصله صحبت ندارم ....خودمم بیشتر از همه ناراحتم میخوام از الان کمتر حرف بزنم اگه ناراحتم شدم چیزی نگم ببینم چی میشه


1395/06/2

اشتباه

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا

بعضی موقعه ها یه اشتباهی میکنی یه انتخابی میکنی یه عمر باید سختیشو بکشی یا عمر عذاب بکشی یه عمر تو خودت بریزی زجر بکشی دوروبرت زجر بکش سختی بکشن و.... سخته واسه اشتباه تو همه زجر بکشن ناراحت باشن واسه بچگیت واسه نفهمیت واسه همه چیزت خودت خودتو بخوری ... سخته ....شاید یه کار دیگه بکنم یعنی مجبورم که بکنم نمیدونم چی بگم ....


1395/06/1

درجا

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


امید رفت سربازی تبریز 15 روز بیشتر نبست 10 ماه خدمت میکنه منم منتظر کارهای بیمه هستم منم پست کردم واسه برج 10 ولی تعجیل میزنم برم برج 8 دوسال باید خدمت کنم بدون هیچ دلیلی دوسال درجا باید بزنم دوسال باید عقب بیفتم دوسال !واسه هیچی باید برم سربازی ن واسه گواهینامه ن واسه پروانه کسب نه واسه هیچی همه چی رو دارم اما باید برم دو سال خدمت کنم واسه هیچو و پوچ بعد دوسال ک درجا زدی باید زحمتت ده برابر بشه سختیت بیشتر بشه باید..... کاشکی فقط ی سربازی بود بعد سربازی میرسیم واسه عروسی ک مطمنن هزار تا دیگه مشکل پیش میاد بعدش میریم واسه کار حالا شروع کن کار کردن خداروشکر حاجی هستش خونه دارم ماشین دارم کار دارم زمین دارم وگرنه هیچی دیگه باید میرفتم گدایی بعدعروسی شروع میشه دقدقه پول جمع کن کار کن خرج کن و... بعد و بعد میرسه تو حق نداری حرفی بزنی چیزی بخوای حقی نداری بگی خسته ای هیچ حقی ندارم ب جرم مرد بودن به جرم حرف زدن ب جرم تصمیم به جرم ...

بگذریم دیگه از ما گذشته که بنالیم .. زندگی پر از مشکله ...

ولی باید بسازی مجبوری ک بسازی ... خدایا شکرت


1395/05/30

خسته

   نوشته شده توسط: sajad zade    

تازه از مسافرت اومدم اما خسته ام و ناراحت خسته ام از همه چی حال ندارم خدایا خودت بخیر کن


1395/05/20

انتظار بی فایدست

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا


زندگی یعنی سازش یعنی از بچکی بهمون یاد بدن توی مهد کودک با خمیر ها خونه و...بسازیم (ک منم متسفانه میخوردمشون ) یعنی بسازیم با نبود ها با نداشتن ها یعنی ی راهی پیدا کن یعنی...


از هیچکسی هیچی بعید نیست !

هیچکس همیشه باهات نیست!

دل نبند که تهش تلخیه ...!

از همه بدترین چیزهارو انتظار داشته باش !


ادمها موقع شادی ها باهاتن موقع ناراحتی ها شرمندتن !


مردم اینقد غم و غصه دارن که یه لحظم به غم و غصه تو فکر نمیکنن



اونی که میخوادت یا مادرته یا مادرته


1395/05/18

پیر دل

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بعضی ها توی 14 سالگی مرد میشن بعضی ها 30سالگی یا بیشتر اما کی پیر میشه  کی شکسته میشه  اونی که قلبشو بزاره کنار اونی که بی خیال قلبش بشه قلبش پیر بشه دیگه فرقی نداره چند سالته پیر میشی شکسته میشی صورتت میشکنه موهات سفید میشه خسته تر میشی میخندی اما از ته دل نه میترسی که حرف دلتو بزنی به کی بگم به کی بگم ازم سو استفاده نکنه ... وقتی به کسی اعتماد نداشته باشی بنظرم موفق تری اما از اون ورش شکسته تر میشی ... خدا کنه هیچ کسی دلش پیر نشه دلش پیر بشه کارش تمومه ... یه سال یه سال نمیری بالا حداقلش 3 سال 3 سال میری بالا یکی دیگه نمیگه 21 سالته میگن حداقل 28 وقتی میری اداره جایی به تاریخ تولدت نگاه میکنن به خودت نگاه میکنند بدون امکان به قیافت نمیخوره ره میگن ...یه لبخند میزنی میری تو فکر با چند نفر رفیق باشی اونی که سنش از همه بیشتره بهت از همه بیشتر احترام میزاره میگه تو بزرگتری تو .... وقتی میفهمه از همه کوچیکتری میگه چقدر پیر شده ها ... تعجب میکنه میگه دروغ میگی شناسامه تو نشون بده نمیدونه پیری اول از داخله نه از بیرون نفهمن تو بزرگتری یا برادرت ... خدایا کمکم کن دلم گرفت میدونم خیلی وقته نگفتم خیلی وقته ارادت نداشتم خیلی وقته بدم اما تو که خوبی هوامو داشته باش  از نظر مالی و اقتصادی و.... کسای هستن که پشتم باشن اما از نظر دل خودمم و خودم پس تو بیا کمکن کن ..... 


1395/05/18

فرق بین عشق و دوست داشتن

   نوشته شده توسط: sajad zade    

دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است. 
دو انسانی که جز آن خمیره‌ی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را می‌سازد، 
هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمی‌پیوندد. 
پیوندی که نه طبیعت، نه خلقت، بلکه تنهایی میان دو تنهای خویشاوند، بسته است. 

دوست داشتن از عشق برتر است. 
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛ 
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال. 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سرزند بی‌ارزش است 
و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد. 

عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد؛ 
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه‌ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست. 

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار رابطه دارد؛ 
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. 
عشق بینایی را می‌گیرد و دوست داشتن می‌دهد. 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی‌انتها و مطلق. 
عشق همواره با شک‌آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. 

از عشق هرچه بیشتر می‌نوشیم، سیراب تر می‌شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر. 
عشق هرچه دیرتر می‌پاید  کهنه تر می‌شود و دوست داشتن نوتر. 

دکتر علی شریعتی


تعداد کل صفحات: 69 1 2 3 4 5 6 7 ...