تبلیغات
بی تو - اول جاده طلاق
1397/04/7

اول جاده طلاق

   نوشته شده توسط: sajad zade    

بایاد خدا 

نمیدونم‌اخرین بار کی پست گذاشتم !! میدونم فقط خیلی وقت گذشته ... ۲ ماه دیگه خدمتم تمومه ...۳ ماه با زنم قطع رابطم یعنی خونمون بود تا همین چند روز پیش اما با داستان و... رفت میگفت دوست دارم میگفتم پشیمونم اما هیچ کاری نمیکرد ... اگرم کاری میکرد من دیگه نمیتونستم قبول کنم من دیگه علاقی بهش ندارم هیچ حسی بهش ندارم ... نه انگار ک باهاش زندگی کردم واقعا هم نکردم فقط جنگ و دعوا بوده ..رسیده زمانی که حاضرم توی زندان بخوابم اما با اونم نباشم ... خسته شدم از زندگی ...خیلی نغییر کردم اومها خیلی تغییر میکنند بعد رفتن تو !! من خیلی عوض شدم شایدم خیلی عوضی شدم اما خوبه من ۳ ماه هیچ حسی ندارم واقعا ندارم! شاید خیلی جاها شنیده باشی اما من واقعا میفهمم ک ندارم بد هم هستش احساساتم‌مرده ... منتظرم بره درخواست مهریه کنه میدونم خیلی طول میکشه خیلی کارها میکنه اما بالاخره میکنه ... ابروی برام نزاشت از پاسگاه و ستاد و ... خودش خرابترش کرد ..بی خیال ... خیلی بی دل و بی دین شدم خدایا من نشدم منو اینطوری کردن ! هرچند خودمم کم‌ مقصر نیستم !! نمیدونم‌دنیا میخواد چکار کنه باهام!


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر